وقتي باران مي‌بارد، ماشين‌ها عين زندان مي‌شوند. بايد آمد بيرون و طعم رهايي را چشيد؛ باور کنيد... نويسنده وبلاگ «بامدادي» در ادامه نوشته است: توي ترافيک بودم و باران مي‌باريد. ماشين را گوشه‌اي رها کردم و دلم را به دريا زدم... وقتي باران مي‌بارد و غروب هم باشد، تهران به يک پارکينگ بزرگ شبيه مي‌شود. جوب‌هاي تهران هم مثل خيابان‌هايش کم مي‌آورند و زباله و آشغال و تندآب به پياده‌روها سرازير مي‌شود. زير باران مي‌توان براي خريد روزنامه از يک رودخانه‌ي باصفا عبور کرد! فرق جوب‌ها و خيابان‌هاي تهران اين است: جوب‌ها صاحب دارند! زير باران مي‌شود چتر را با دوستي شريک شد... زير باران مي‌شود، ساعت‌ها در انتظار چراغ سبز ماند. زير باران، در شهري که خيابان‌هايش از تراکم ماشين تبديل به پارکينگ‌ عمومي شده‌اند، مي‌توان دقيقه‌هاي طولاني منتظر يک «ماشين» شد.

لینک ثابت | شنبه، ۱۸ آبانماه ۱۳۸۷

جدیدترین مطالب:
- اعلام همدردي كنفدراسيون روابط‌عمومي كشورهاي اسلامي با مردم غزه
- بيوگرافي سخنرانان چهارمين سمپوزيوم بين المللي
- تجليل از مقام علمي دكتر ساروخاني مراسم افتتاحيه سمپوزيوم روابط عمومي
- احتمال تكرار كارگاه تخصصي برنامه‌ريزي ارتباطي و سنجش سرمايه اجتماعي
- اصلاح پنهاني‌خبر، فريبكاري و خلاف اخلاق حرفه‌‌اي است
- بزرگنمايي اختلاف سليقه مسوولان كشور از عمليات رواني رسانه‌هاي غربي عليه ايران است
- روابط‌عمومي بايد نقش راهبردي داشته باشد
- روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران؛ روابط‌عمومي‌هاي ‌ملت
- چاشني‌هاي فروش در تبليغات بايد در کوتاه‌مدت مورد استفاده قرار گيرند
- روابط‌عمومی بین‌المللی؛ نيـــازي براي توسعه
- توزیع، تولید و بسط اطلاعات؛ رســـالت روابط عمومی
- نقش اخلاق ارتباطي در سرمايه اجتماعي تعيين كننده است
- ايـنـتـرنـت؛ فرصت‌ها و تهديدهـــا
- سرمايه‌هاي اجتماعي در سازمان
- امروز کارکرد بلندگويي رسانه وجود ندارد